تبليغاتX
1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> تنهاترین تنها - رفتی حالا به کی بگم؟


تنهاترین تنها

تاهمیشه تنها



 

چقدر تلخه نوشتن وقتی می دونی چی میخوای بگی و نمیتونی بگی

مثل الان من

که یه عالمه حرف نزده تمام وجودم رو پر کرده

اما

هیهات.............

یه مدتیه که دیگه دوست ندارم برم دانشگاه

فکر کنم اگه دوستام (یاسی و زهره و سمانه و سمیه واطهرو . . . )نبودن دانشگاه رو نصفه رها میکردم ولی . . .

خیلی خستم خیلی بیشتر از اونی که بتونید تصورشو بکنید

تنها همدم تنهاییام همین وبلاگمه کافیه دو روز وقت نکنم به وبلاگم سر بزنم

اونوقته که مث روانیا میشم(حالاشم یه جورایی هستم)

دلتنگم

دلم واسه خودم تنگ شده واسه اون عاطفه ای که یه زمانی خنده از رو لباش برداشته نمی شد

دلم واسه بابام که الان تو اتاق بغلیه تنگ شده  

آخ که چقد دلم واسه مامانم تنگ شده حاضرم دنیارو بدم فقط یه بار دیگه ببینمش من اگه به جای شما بودم میرفتم مامانمو محکم بغلش میکردم خیلی آروم بوش میکردم و از ته دل می بوسیدمش

الان که دارم می نویسم نفسم بند اومده به هق هق افتادم اشکام اجازه نمیدن کارمو بکنم صفحه ی کیبردو خوب نمی بینم دوست دارم تا صبح گریه کنم

نه باید  تا صبح  بنویسم

ولی چه فایده . . .

من دیگه هیچ وقت از این گرداب تنهایی نجات پیدا نمی کنم بودن یا نبودنم واسه هیچکس فرقی نداره 

خدایا چرا منو تنها آفریدی؟ مگه نمیگی بنده هاتو دوست داری؟اصلا مگه من بنده ی تو نیستم؟ مگه تو خدای من نیستی؟

یه  جا یه جمله ی قشنگی خوندم  یه تنهایی(مث خودم) نوشته بود :

 

خدایا من آن هستم که با گریه متولد شدم

آن روز از تو پرسیدم:خدایا این دنیا چه رنگی است و تو سکوت کردی

من از این بی توجهی ناراحت شدم

اما حالا می فهمم چرا مرا با گریه متولد کردی

 

رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات ؟

میخوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات

دوست داشتم با گلای سرخ می اومدم به دیدنت

نه اینکه با رخت سیاه چشای سرخ ببینمت

گلو پرپر میکنم سر مزارت

تاابد بارونیه چشمای یارت

رفتی افسوس گل من تو در دل خاک

از تو یادگاریه چشمای نمناک

پاییزغریب و بی درد اونهمه برگ مگه کم بود؟

گل من رو چراچیدی؟گل من دنیای من بود

گلمو ازم گرفتی تک و تنها زیر بارون

حالا که نیستی کنارم میذارم سر به بیابون

  

  به زنده رود ، سایت بزرگ ایرانیان خوش آمدید.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط عاطفه ر| |


Design By : Night Skin