تنهاترین تنها
تاهمیشه تنها
چرا گریم نمی گیره؟؟؟؟؟؟؟ مگه قلب من از سنگه؟؟؟؟ خدایا من کجا میرم؟؟؟؟؟؟؟ کجای جاده دلتنگه؟؟؟؟؟؟؟ خدایا فاصلت تامن خودت گفتی که کوتاهه از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه؟ میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیذاره سرراه بهشت من درخت سیب می کاره حال من دست خودم نیست دیگه آروم نمی گیرم دلم از کسی گرفته که می خوام براش بمیرم باز سرنوشت و انتهای آشنایی باز لحظه های غم انگیز جدایی باز لحظه های ناگزیر دل بریدن بازم اول راه و حس تلخ نرسیدن ... پای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالم .... دارم از دست تو میرم عاشقی کن منو نشکن اغوشتو بغیر من به روی هیشکی وا نکن منو ازین دلخوشی و ارامشم جدا نکن من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم منو تو اغوشت بگیر اغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه چشمای مهربون تو منو به اتیش میکشه نوازش دستای تو عادته ترک هم نمیشه چشمای مهربون تو منو به اتیش میکشه نوازش دستای تو عادته ترک هم نمیشه فقط تو اغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار به پای عشق من بمون هیچ کسو جای من نیار مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من نه...من ديگر ناله نميکنم. قرنها ناليدن بس است. ميخواهم فرياد بزنم اما اگر نتوانستم سکوت ميکنم. خاموش بودن بهتر از ناليدن است. به من بگو :" نگو" نميگويم. اما نگو :"نفهم ", که من نميتوانم نفهمم , من ميفهمم. پر می کشی تا آسمون من خسته ی بی بال و پر روزی که برگردی دگر از من نمی بینی اثر از من نمی بینی اثر............. منه بازنده رو خوب ببین برو تنهام بذار من یه پاییزیمو ولی تو چی گل بهار اینو واسه تو نوشتم این جواب اول و آخر منه: پای من جوونیتو هدر نکن دلبر ناز باخت من کافیه تو دیگه به پای من نباز توی قلب مهربونت واسه من خونه نساز ------------- من بازنده رو خوب ببین برو تنهام بذار من یه پاییزیم و ولی تو چی گل بهار دل به کی بستی عزیزم به من بی کس و کار ------------- قدر دنیا رو بدون و لحظه هاشو حروم نکن برو و دو روز دنیا رو با من تموم نکن منو باز با اشکای قشنگت روبه روم نکن ------------ آخه من خودم ته راه و دیدم سیاهیه آخره این همه عشق و عاشقی تباهیه انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه امسال از همیشه تنهاترم وحشتناکتر ازهمه اینه که روز تولدم بابام پیشم نیست انگار کسی تولد منو یادش نمیاد ولی امروز میخوام همتونو شاهد بگیرم که من امسال از خدا یه کادوی خیلی بزرگ میخوام یه کادویی که بتونم اسمشو بذارم: "بزرگترین کادوی تولد من" واسه همینه که از چهار روز قبل کامنت گذاشتم خدایا ۹اردیبهشت منتظرتم قهرمانی غرورافرین استقلال نوش جان این تیم و هواداراش همزمان با يك طلوع با روشني آمدم با گريه، گشتم ماندني غافل از سردي وتاريكي شهر غافل از دنياي بي پير دني غافل از تلخي دوري از بهشت غافل از اطعام سيب راندني متولد شدم از حور بهشت مادر،اين فرشته خوي ماندني مادرم گشت اميدم شب وروز اين گل باغ خداوند غني وپدر گشت پناه دل من ياوروهمقدم همچو مني كاش ميشد كه بسازم از نو اين جهاني كه شده اهرمني كاش ميشد كه شوم ماه شبي يا شهابي شوم وشب شكني كاش اميد ببخشم به دلي ياكه ترميم كنم جان وتني پرم از بوي طعفن اي كاش بشوم حاصل مشك ختني متولد شدم اما اي كاش متولد شوم از نو،سمني گل شوم شادكنم روح تو را تو كه فارغ زتماشاي مني رفت يك سال دگر اما من در شب تارم نديدم روزني كاش باشم مهربان همچون بهار سختي سنگم شود يك منحني دیگر هیچ حادثه ای سیاهپوشمان نمیکند ما سپیدها را هم سیاه زندگی کرده ایم!!!!!!!!!!! ... و در آخر٬ اگر مایل بودید زمان خود را بیان کنید ! ... ومن با شبنم روی یک برگ گل یاس نوشتم: " ای کاش این بهاری که همه می گویند بی خبر می آمد شاید آنوقت زشوقش همه گل می دادیم " من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهی که بلغزد برمن من خودم بودم و یک حس غریب که به صدعشق وهوس می ارزد خیلی وقته که دلم میخواد پیش خدا برم از زمین دل کندم و اون بالا بالاها برم آخه اینجا هیچ کسی عاشق آدم نمیشه اگه هم عاشق بشه لایق آدم نمیشه یکی عاشقت میشه میگه که خیلی با حالی آخر کارش میفهمی عمریه سر کاری یکی میگه میدونی عاشق سادگیت شدم یکی میگه عاشق کارهای جانبیت شدم یکی میگه من دیدم که خیلی صاف وصادقی یکی میگه واسه عشقم فقط تو لایقی یکی عاشقت میشه میگه دلم سوخته برات همشون دروغکی میگن که جون میدن برات یکیشون تنها بوده میخواسته تنها نباشه یکی بین یک و دو است نمیدونه کجا باشه یکیشون گولت زده تا کارشو راه بندازی قسم و آیت میده نری منو جا بذاری دیگه از دست همه زمینیها خسته شدم عاشق پریدنم یک مرغ پر بسته شدم نمیدونم که چرا با هیچ کی آروم نمیشم توی این چرخ بزرگ از چیزی شادون نمیشم آخه این دنیا به جز غصه وغم چیزی نبود آدماش یه جوریند چهره سفید قلبها کبود آ خر عشق همشون روی تخت خزیدنه آخر عشق شهوته و هیچی دیگه ندیدنه اما اون بالا دیگه صحبتی از جدایی نیست توی دست عاشقاش کشکولای گدایی نیست اگه عاشقت بشه همه جورا باهات صفاست کافیه عاشق بشی نیمچه نگاش برات دواست دیگه بحث مذهب و دین و عقیده ندارن گل نمیدنت دیگه چمند گل رو میکارن جون من دعا کنید تا که برم پیش خدا میدونم اون بالا تازه من میشم بچه گدا ولی عیبی نداره اونجا گدایی بکنم میدونم عاشقی اونجا یعنی شاهی میکنم آخه اونجارو حساب عشق من فقط خداست راه زود رسیدنم فقط دعاهای شماست خیلی ازت دور شدم بیا دستامو بگیر هیچ و قت تا این حد احساس تنهایی نمی کردم همیشه تنها بودم ولی نه تا این حد که تو هم منو تنها بذاری خیلی سخته آدم احساس کنه هیچکی دوسش نداره حتی خدااااااااااااااااا خدایا مگه من تو زندگیم جز تو کسی رو دارم که اینجوری روتو از من برگردوندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه من دلمو به کسی جز خدای خودم خوش کردم که ازم ناراحتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه نمی بینی چقدر دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه مدته دعاهامو مستجاب نمی کنی یه مدته باهام حرف نمیزنی خدایا دیگه حتی نگامم نمی کنی خدایا من هرچی میگم تو نشنیده میگیری ای کاش می تونستم حرفای دلم رو برات اس ام اس کنم تاشاید یه روزی تو جعبه ی پیامات اشتباهی چشات به اس ام اس من بیافته و یه نیم نگاهی به تنهاییام بندازی شاید به خودت میگی که این عاطفه آدم بشو نیست آره خدایا من آدم بشو نیستم خودت منوببخش خدایا ! دلم باز امشب گرفته باید تو رو پیداکنم شاید هنوز هم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیرنیست بااینکه بی تاب منی باز هم منو خط میزنی باید تو رو پیداکنم تو باخودت هم دشمنی کی بایه جمله مث من میتونه آرومت کنه اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره باید تو رو پیداکنم هر روز تنهاتر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی محکم بگیرم دستو احساسمو باورکنی لحظة خدافظی لحظة خدافظی ، به سینه ام فشردمت اشک چشمام جاری شد ، دست خدا سپردمت دل من راضی نبود به این جدایی نازنیین عزیزم من را ببخش ، اگر یک وقت ازردمت گفتی به من غصه نخور میرم و برمیگردم همسفر پرستوها میشم و برمیگردم گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی چشمونم مونده به در کی برمیگردی رفتی و رفت از چشمام نور دو دیده ای ز حالم بی خبر کی برمیگردی غمگین تر از همیشه ، به انتظار نشستم پنجرة امیدم را هنوز به روم نبستم پرستوهای عاشق ، به خونشون رسیدند اما چرا عزیز دل هرگز تو را ندیدم گفتی به من غصه نخور میرم و برمیگردم همسفر پرستوها میشم و برمیگردم گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی چشمونم مونده به در کی برمیگردی عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی چشمونم مونده به در کی برمیگردی عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی چشمونم مونده به در کی برمیگردی عزیزم رفتی سفر کی برمیگردی چشمونم مونده به در کی برمیگردی تورا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ "تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم٬ تو را من چشم در راهم شباهنگام در آن دم که بر جاده ها چون مرده ماران خفتگانند٬ در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گرم یاد آوری یا نه٬ من از یادت نمی کاهم٬ تو را من چشم در راهم شب آشیان شب زده چکاوک شکسته پر رسیده ام به نا کجا مرا به خانه ام ببر کسی به یادعشق نیست کسی به فکرماشدن از آن تبار خود شکن تومانده ای و بغض من مرا به خانه ام ببر ستاره دلنواز نیست سکوت نعره میزند که شب ترانه ساز نیست خیلی وقته که بهتون سر نزدم ولی باور کنید مرتب نظراتتون رو می خونم و از همه ی شما دوستای گلم ممنونم که انقدر به من لطف دارید به تک تکتون سر می زنم مشکلاتم خیلی زیاد شده وباورکنید وقتم خیلی کمه ولی قراره دوباره فعالیتم مث گذشته ها زیاد بشه شما هم قول بدید دوست قدیمیتون رو فراموش نکنید تادیداری دوباره تو را من چشم در راهم چشم به راهم نذارید روزي از روزها ، شبي از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم تا هرچه ديرتر بيفتم ، هر چه ديرتر و دورتر بميرم ، نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم حرفهای ما هنوز ناتمام . . . وقت رفتن است ناگهان چقدر زود دير ميشود . . . ای مسافر ای جدا ناشدنی ! گامت را آرامتر بردار... از برم آرامتر بگذر !تا به کام دل ببینمت . بگذار از اشک سرخ گذر گاهت را چراغان کنم. سلام دوست دارم از این به بعد بیشتر باهاتون صحبت کنم ولی . . . نمیدونم از کجا شروع کنم شما هم میتونید از هر جایی که دوست داشتید شروع کنید اگه دوست داشتید تو قسمت نظرات واگه هم دوست داشتید میتونید بهshabtanhaei@yahoo.com ایمیل بزنید دوستای خوبم شبای تنهاییه این دل غم گرفته ی تنها بارونیه اینو هیچوقت فراموش نکنید که : بارون همیشه هم قشنگ نيست مي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام میدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم
بغض نکن بهاره من بغض تو ابم می کنه...
گول اشکای چشات خرد و خرابم می کنه... بغض نکن که قلب من تو سینه پرپر می زنه... اخه اون چشای تو تموم دنیای منه... کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد شعله ها بی تو ز بیرنگی دریا گفتند موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد من به مردن راضیم لکن نمی اید اجل بخت بد بین کز اجل هم ناز می باید کشید!! بین همه ی تیمهای دنیاعشق است استقلال سلام قهرمانی استقلال رو به هواداران این تیم تبریک میگم و به امید موفقیت های بیشتر برای این تیم شرمنده از اينكه دير به دير بهتون سر ميزنم و آپ نميكنم ميدونيدكه فصل امتحاناته. . . وبراي مني كه در طول سال درس نميخونم وشب امتحاني هستم اين روزا مث جهنم ميمونه تو رو خدا دعا كنيد امتحاناتم رو خوب بدم وگرنه . . . نگم بهتره ولي باور كنيد آبروم ميره اینم حال و روزم . . . می بینی تو رو خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واما . . . اگه که دلت گرفت تو این شبای سوت و کور اگه اونکه دوسش داری رفته یه جای خیلی دور . . . برو ادامه ی مطلب تا بهت بگم چیکار کنی فقط نظر یادت نره که اگه نظر ندی کم لطفی کردی یه ساله . . . یه ساله که بی مادرم از مادرم بی خبرم می بینی خدای من چی اوردی به سرم؟ یه ساله اشک می بارم از خوشیا بی زارم من دیگه این دنیا رو خدایا دوست ندارم!! یه ساله خوشیم غمه غصه دارم یه عالمه واسه این غمای من کوچیکه این دنیا کمه یه ساله خواب ندارم کجا رفته مادرم؟ یه ساله که هیچکسی نمیاد دوروبرم یه ساله چشام به راهه یه ساله دنیام سیاهه یه ساله خدا نوشته خوشی واسه من گناهه یه ساله گریه ی باور یه ساله خنده ی مادر یه ساله هیچی ندیدم بجز این گلای پرپر یه ساله صدام نکرده یه ساله نگام نکرده رفته مادرم یادش اما هنوزم رهام نکرده یه ساله دلم گرفته گل غصه هام شکفته خیلی راحت رفتش آخه منه تنهارو نگفته؟ نگفته بی اون می میرم؟ندیده تو غم اسیرم؟ ای خدااون نمی دونه که من از غصه هاسیرم؟ یه ساله بی مادرم . . . مادرم رفته از برم هم زمین هم آسمون عالم خرابه رو سرم آره یه ساله ندیدمش خدای من چطوری باور کنم که یه ساله مادرم از پیشم رفته چرا رفت؟چرا تنهام گذاشت؟به امید کی منو اینجا تنها رهام کرد؟اصلا. . . . . . . . . . اصلا کجا رفت؟ مادرم رفتی کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همش ازخودم می پرسم بایه بغض بی صدا ای عزیز مهربونم . . .مادرم رفتی کجا؟؟؟؟؟ تشنه ی خندتم من حتی یک لحظه نگا نازنینم آخه تو . . .مادرم رفتی کجا؟؟؟؟؟ شبا از خدا میخوام وقتی پلکامو می بندم تو رو تو خوابم بیاره به غم و سختی بخندم تو که بودی یادم می رفت همه ی غما و دردم مادر من عشق قلبم ای عزیزم گل سردم میگن که دنیا دو روزه اما ای کاش که یه روز بود تا هرچه زودتر می مردم می اومدم پیش تو زود کم میارن پیش اشکام هرچی آبه هرچی که رود ای تو همه ی وجود !آخه از رفتنت چه سود؟؟؟؟ بعد تو بجای خنده اشک از چشام می ریزه همه ی عالم میدونن که مادر چقدر عزیزه اما بازم واسه اشکام میکنن با من ستیزه عکس اون خنده ی نازت هنوزم کنار میزه کاش میشد بیای دویاره پیش تک دختر تنهات غما از دلش نمیره تا بازم نشنوه صدات چرا رفتی ؟به دلش موند دیدن خنده ی لبات تا قیامت می پرسه از خودش و از اون چشات مادرم رفتی کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این دو تا شعر نوشته های خودم تو ی یکی از این شبای پر از غم و غصست . . . گاهی وقتا باهاش صحبت میکنم اما نمیدونم کیه فقط میدونم یکی هست . . . یکی هست . . . یکی هست . . . ولی اگه هست پس کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرانمیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه هستی و صدامو میشنوی اینو بدون که دیگه نمی خوام بیای واسه چی بیای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه این تنهایی من برای تو اهمیتی داشت که اینجوری تنهام نمیذاشتی میگن هستی یه چیزایی میشنوم اما هنوز باورت نکردم چون دوست ندارم باورت کنم باتوام صدامومیشنوی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه نمیشنوی آهای تویی که هیچ وقت نبودی تویی که همیشه حس بودنت آزارم میداد اینو واسه تو مینویسم پس خوب بخونش: برو که ازیادم بری. برو دیگه نبینمت. این همیشه یاد همه باشه یاد اونایی که میخوان بدونن تو دل این دختر تنها چی میگذره یاد هر کسی که یه روز و روزگاری به این خرابه ی بی درو پیکر سر زد: می گویند از صبح بنویس از آفتاب ومن چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت باران پنجره ی چشمانم را شسته است همه دلشان نقش های مثبت میخواهد وآدم های خوشحال بی ستاره ام وزرد با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است حتی در روز تولدم مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند سلام امروز داشتم یکی از آهنگای داریوش رو گوش می دادم دیدم داره حرف دل منو میزنه گوش میدادم و اشک میریختم حتی نمیتونستم دهن وا کنم و باهاش بخونم از بس گریه کرده بودم دیگه داشتم خفه میشدم آهنگو قطع کردم ولی یه چیزاییش یادم مونده داریوش میگفت که: مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن در این دنیا که حتی غم نمی گرید به حال ما فقط اسمی بجا مانده از آنچه بودم و هستم گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم


بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا فقط با تو قسمت کنم
***
خدایا ! بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو به سوی دلم
بیا،پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم
***
خدایا! کمک کن به من
نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سردر آن
کسی اسم رمز شما را نوشته
***
خدایا! کمک کن
که پروانه شعر من جان بگیرد
کمی هم به فکر دلم باش
مبادا بمیرد
***
خدایا! دلم را
که هر شب نفس می کشد در هوایت
اگرچه شکسته
شبی می فرستم برایت
و هر آنگاه دلت تنگ من است
بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار
تا که تنهاییت از دیدن من جا بخورد
و بداند که دل من با توست
وهمین نزدیکی ست
.

تانگاه ميكنی
بازهم همان حكايت هميشگی!
پيش از آنكه باخبر شوی لحظه ی عظيمت تو ناگزير ميشود
آه !!!
ا ی دريغ و حسرت هميشگی
آه که نمی دانی سفرت روح مرابه دونیم میکند وشگفتاکه زیستن بانیمی ازتن روح را میفرساید
بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را.
مسافر من ! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش .
با من سخن بگو مگذار یکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه بار را بر نمیتابم .
جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز...آرامتر بگذر...
وداع طوفان می آفریند ... مگر فریاد رعد را در طوفان وداع نمی شنوی ؟!
باران هنگام طوفان را که میبینی! آری باران اشک بی طاقتم را که مینگری !
من چه کنم؟ تو پرواز میکنی و من پایم به زمین بسته است....
ای پرنده دست خدا به همراهت ....
اما نمیدانی... نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست .....
از خود تهی شده ام... نمی دانم تا باز گردی مرا هم خواهی دید یا نه؟؟؟؟؟؟

ادامه مطلب





اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم 
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است
ببین مرگ مرادرخویش که مرگ من تماشایی است
دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
بجزدرخود فرورفتن چه راهی پیش رودارم؟

| Design By : Night Skin |



